-
بچگی هم


بچگیِ دهه شصتی ها!
.
.
.
.
.
.


--
بچه بودم یه بار دوستم اومد خونمون
یوهو مامان بابام دعواشون شد
قیافمو که دید دستشو گذاشت رو گوشش گفت
نگران نباش من هیچی نمیشنوم ،هنوز رفیقیم

A.M
-
احترامت واجبه خان‌دایی...!

اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمی‌آد …

کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟

… این دنیا همیشه واسه من کلک بوده و نامردی …
به هر کی گفتم نوکرتم خنجر کوبید تو این جیگرم …

دیدم فرمون که می تونست یه محلی رو جابجا کنه …

وقتی زجرش می دادن می رفت عرق می خورد و عربده می کشید دیوارا تکون می خوردن و هرچی نامرده عینهو موش تو سوراخ راه‌آب‌ها قایم می شدن، چی شد؟ …. رفت زیارت و گذاشت کنار … مثل یه مرد شروع کرد کاسبی کردن و پول حلال خوردن … اما مگه گذاشتن … این نظام روزگاره … یعنی این روزگاره خان‌دایی … نزنی، می زننت … حالا داش فرمون کجاست ؟ … اون فاطی که تو این دنیا آزارش به یه مورچه هم نرسیده بود کجاست؟ … همه دل خوشیش تو این دنیا ما بودیم و همه سرگرمیش اون رادیو .. الهی نور به قبرشون بباره … چقدر شبای ماه رمضون من و داش فرمون راه می افتادیم و می‌رفتیم، هر چی اون کاسبی کرده بود برای فقیر فقرا، سحری می‌خرید و پول افطاری‌شونو می‌داد … حالا چی شد؟ … سه تا بی‌معرفت … سه تا از خدا بی خبر، مفت مفت اونا فرستادند زیر خاک … منم این کار و می کنم … منم می‌فرستمشون زیر خاک … تازه این اولیش بود … تو نمره … رو پاهام افتاده بود … نمی‌دونی چه التماسی می‌کرد، ننه … چشاش داشت از کاسه در می‌اومد خان‌دایی … می‌فهمی … چشاش داشت از کاسه در می‌اومد … اونارم وادار به التماس می‌کنم … حساب یک یک شونو می رسم … بدتون نیاد .. شما دیگه برا خودتون عمرتونو کردید … منم دو تا گیر کوچیک دارم … یکی این‌که به این ننه مشهدی قول دارم ببرمش مشهد زیارت … یکیم یه جوری مهرم و از دل اعظم بیارم بیرون .. فقط همین و همین … خیال می‌کنی چی می‌شه خان‌دایی … کسی از مردن ما ناراحت می‌شه؟ … نه ننه … سه دفعه که

آفتاب بیفته سر اون دیفال و سه دفعه که اذون مغرب و بگن همه یادشون

می ره که ما چی بودیم و واسه چی مردیم … همینطور که ما یادمون رفته

… دیگه تو این دوره زمونه کسی حوصله داستان گوش کردنو نداره."

سكانسی به یادم ماندی از فیلم قیصر .. با بازی استاد بهروز وثوقی .
-
-
وبسایت رسمی برنامه نود - نیمار پس از عملکرد درخشان در بازی شب گذشته پاریسن ژرمن و ثبت دو گل با کنایه در مورد بارسلونا صحبت کرد.
به گزارش وبسایت نود، نیمار پس از بازی در مصاحبه با خبرنگاران به مدیران بارسلونا اشاره کرد:
وقتی به بارسا رفتم در ابتدا همه چیز خوب بود اما در بارسلونا مدیرانی حضور دارند که لیاقت حضور در آن جا را ندارند. چهار سال خیلی خوشحال را داشتم. لیاقت بارسا خیلی بیشتر از این افراد است. دوستان زیادی در آن جا دارم و امیدورام شرایط در باسا بهتر شود و تیمی باشند که بتوانند رقابت کنند.
نیمار در مورد بازی درخشانش مقابل تولوز بیان کرد:
حقیقتا یادم نیست که روی گل دوم چه اتفاقی افتاد. مهم این بود که توپ به گل تبدیل شد. این جا مثل خانه من است. سبک بازی تیم مثل تیم ملی برزیل است و به همین خاطر راحت هماهنگ شدم. حضور آلوز، مارکینیوش و ستارگان دیگر آمریکای جنوبی خیلی مهم است. با هم خیلی می خندیم و شرایط خوبی وجود دارد. جو استادیوم پی اس جی را دوست دارم. هواداران تا آخرین لحظه از ما حمایت کردند.



-


-


مشاهده پست‌های بیشتر